انشراح

لغت نامه دهخدا

انشراح. [ اِ ش ِ ] ( ع مص ) گشاده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). گشاده دل شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). گشاده شدن دل. ( غیاث اللغات ). || ( اِمص ) شادشدگی دل. نفس کشیدن به آزادی. ( ناظم الاطباء ). گشادگی. ( یادداشت مؤلف ). گشایش دل. گشاده دلی:
قصه آن پیر حلاج این زمان
انشراح سینه ابرار شد.عطار.

فرهنگ معین

(اِ ش ِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) گشاده شدن، باز شدن. ۲ - (اِمص. ) گشایش (دل ).

فرهنگ عمید

گشاده شدن، باز شدن، گشایش.

فرهنگ فارسی

گشاده شدن، بازشدن، گشایش
۱ - ( مصدر ) گشاده شدن باز شدن. ۲ - (اسم ) گشایش گشایش دل گشاده دلی.

ویکی واژه

گشایش (دل)
گشاده شدن، باز شدن.

جمله سازی با انشراح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نزد ولی اله داد ز کبر آن دغل به قلب خویش انجلا به صدر خود انشراح

💡 سینه را در کوی ایمان هر نفس انشراح از نور اسلام است و بس

💡 بجوشد تا میاه از انشراح خاک در اردی بخوشد تا گیاه از ارتجاح باد در آذر

💡 زان انشقاق مه بجهان گشت معجزه کو را بانشراح دلت نسبتی است تام

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز