انزواء

لغت نامه دهخدا

انزواء. [ اِ زِ ] ( ع مص ) دور شدن و زاویه گرفتن.( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یک سو شدن و فراهم آمدن و گوشه گرفتن. ( آنندراج ). واهم آمدن و بیکسو شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). زاویه گرفتن. ( از اقرب الموارد ). بیکسوی شدن. ( مجمل اللغة ). || درکشیده شدن پوست. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). درکشیده شدن پوست از آتش. ( آنندراج ). فراهم آمدن و منقبض شدن پوست از آتش. ( از اقرب الموارد ). انزوی الجلدة فی النار. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به انزوا شود.

فرهنگ معین

(اِ زِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) گوشه گرفتن، کناره رفتن. ۲ - (اِمص. ) گوشه گیری، گوشه - نشینی.

ویکی واژه

گوشه گرفتن، کناره رفتن.
گوشه گیری، گوشه - نشینی.

جمله سازی با انزواء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مطالعات دیگری نیز نشان داده‌است که والدین کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی خودشان نیز تمایل بیشتری به انزواء و تنهایی دارند و خجالتی بودن در والدین و کودکان ارتباط مستقیمی دارد. هم‌چنین احتمال بروز این اختلال در نوجوان‌هایی که در دوره کودکی ارتباط عاطفی نامناسبی با مادر خود داشته‌اند و احساس امنیت عاطفی نمی‌کنند دو برابر افراد عادی است.

💡 درویش مدت ۹ سال در انزواء به سر برد و غرق در آثار فردوسی گشت و تعداد ۴۱۶ اثر از شاهنامه فردوسی نقاشی کرد که با تاریخ فوت این شاعر بزرگ همخوانی داشت و زمانیکه برای اولین بار در هندوستان هزاره فردوسی برگزار می‌گردید مینیاتورهای سوروگین که در ایران به صورت مجموعهٔ نه جلدی انتشار یافته بود برای برگزاری نمایشگاه روانهٔ هندوستان گردیدند اما متأسفانه تعدادی از آن‌ها هرگز بازنگشتند.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز