انتقالپذیر
مترادفها
قابل انتقال، قابل جابهجایی
متضادها
غیرقابل انتقال، ثابت
فرهنگستان زبان و ادب
{portable} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ویژگی نرم افزاری که به راحتی قابل جابه جایی از روی یک سخت افزار به سخت افزار دیگر است
ویکی واژه
ویژگی نرمافزاری که بهراحتی قابل جابهجایی از روی یک سختافزار به سختافزار دیگر است.
جمله سازی با انتقالپذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظام انتخاباتی رأی انتقالپذیر، روش مناسبی برای جلوگیری از بهوجود آمدن آرای بی اثر در انتخابات است.