لغت نامه دهخدا
انتظار داشتن. [ اِ ت ِ ت َ] ( مص مرکب ) نگران بودن و پرمور داشتن و چشم براه بودن. ( ناظم الاطباء ). چشم داشتن. بیوسیدن:
خوشا چشمی که دارد انتظار دیدن رویی
گهر آن دل که میباشد گره در حسرت مویی.میرزا بیدل ( از آنندراج ).
انتظار داشتن. [ اِ ت ِ ت َ] ( مص مرکب ) نگران بودن و پرمور داشتن و چشم براه بودن. ( ناظم الاطباء ). چشم داشتن. بیوسیدن:
خوشا چشمی که دارد انتظار دیدن رویی
گهر آن دل که میباشد گره در حسرت مویی.میرزا بیدل ( از آنندراج ).
نگران بودن و پر مور داشتن و چشم به راه بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هارمونی برای ایجاد یکپارچگی میان تمام توسعهگرانی که بر روی پیادهسازیهای آزاد جاوای موجود کار میکردند، ایجاد شد. بسیاری از توسعهدهندگان در مراحل مقدماتی انتظار داشتند تا این پروژه تحت گنو یا آپاچی باشد.
💡 اگرچه قرآن زمان دقیق آخرالزمان را مشخص نمیکند، اما تاکیدهای مکررش به فوریت آن، سبب شده برخی از پژوهشگران محمّد را در واقع یک «واعظ آخرالزمانی» محسوب کنند. به گفتهٔ کاسانوا، محمّد و پیروانش نه تنها معتقد به نزدیکی آخرالزمان بودند، بلکه انتظار داشتند که دنیا پیش از مرگِ خود محمّد نابود شود.