لغت نامه دهخدا
الی الحال. [ اِ لَل ْ ] ( ع ق مرکب ) تاکنون. تا حال. الی الاَّن. هنوز. و رجوع به الی الاَّن شود.
الی الحال. [ اِ لَل ْ ] ( ع ق مرکب ) تاکنون. تا حال. الی الاَّن. هنوز. و رجوع به الی الاَّن شود.
(اِ لَ ) [ ع. ] (ق. ) تاکنون، تا این دم.
تاکنون تا این دم
تاکنون تا حال الی الان
تاکنون، تا این دم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من خویش نمی دانم، بر گردن آنکو گفت گویا که همان باشد: خلخالی الحالی
💡 «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ» یعنی یرشد الی الطّریقة التی هی اثبت و ادوم و هی الاسلام و الدّین القیم و قیل یرشد الی الحال التی هی اقوم الحالات و اسدّها و اعدلها و هی توحید اللَّه جلّ و عزّ و شهادة ان لا اله الّا اللَّه و الایمان برسله و العمل بطاعته و هذه صفة الحال التی هی اقوم، و گفتهاند اقوم بمعنی مستقیم است همچون اکبر بمعنی کبیر، «وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ» قرأ حمزة و الکسائی: یبشر بفتح الیاء و تخفیف الشّین و ضمّها و قرأ الباقون یبشر بضم الیاء و فتح الباء و تشدید الشّین و کسرها و قد سبق الکلام فیه، «أَنَّ لَهُمْ» ای بانّ لهم، «أَجْراً کَبِیراً» و هو الجنّة.