اقحام

لغت نامه دهخدا

اقحام. [ اِ ] ( ع مص ) قحطزده گردیدن در زمین. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). قحطزده گردیدن مردمان بیابان نشین و سپس در زمین و یا کشت و یا علف درآمدن. ( ناظم الاطباء ). || ناگاه کسی را در کاری افکندن بی اندیشه. || درافکندن بسختی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). درآوردن چیزی بچیزی بعنف. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ناگاه کسی را در کاری افکندن.

فرهنگ فارسی

۱ - در میان آوردن ناگاه کسی را در کاری افکندن بی اندیشه. ۲ - در افکندن بسختی.

ویکی واژه

ناگاه کسی را در کاری افکندن.

جمله سازی با اقحام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون بدین مخایل روشن و دلایل مبرهن معلوم گشت که تمسک بسمع و نقل واجب تر از تعلق بعلم و عقل است، لابد بطریق ضرورت از مستمعی و نقالی چاره نیست که در نقل روایت گوینده را از شنونده و مستمع را از مسمعی گریز نبود و آن مسمع باید که معصوم الذات و الصفات بود و آن مخبر باید که صادق اللهجة و المقال باشد، تا خبر او مغلب الظن آید و مانند معاینه افتد و اگر نه چنین بود، موجب علم و عمل نیاید و اقحام و الزام خصم را نشاید.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز