اصلاح کلی
مترادفها
بازنگری
متضادها
تخریب کلی
فرهنگستان زبان و ادب
{major modification} [حمل ونقل هوایی] انجام هرگونه تغییر در طراحی هواگَرد که در نتیجۀ آن دریافت گواهینامۀ جدید اجتناب ناپذیر است، زیرا تغییر وزن و حدود گرانیگاه و استحکام سازه و کارایی و کارکرد منبع توان و مشخصه های پروازی و زیست محیطی و صلاحیت پروازی آن باید تأیید شود
ویکی واژه
انجام هرگونه تغییر در طراحی هواگَرد که در نتیجۀ آن دریافت گواهینامۀ جدید اجتنابناپذیر است، زیرا تغییر وزن و حدود گرانیگاه و استحکام سازه و کارایی و کارکرد منبع توان و مشخصههای پروازی و زیستمحیطی و صلاحیت پروازی آن باید تأیید شود.
جمله سازی با اصلاح کلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر چند او در دوران اصلاحات مذهبی رو به رشد اروپا زندگی میکرد تمام عمر عضو کلیسای کاتولیک باقی ماند اما برای اصلاح کلیسا و جلوگیری از سوءاستفادههای روحانیون تلاش بسیار کرد.
💡 دولت برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور، تصمیم گرفته است که یک برنامه اصلاح کلی در قوانین مالیاتی و ساختارهای بانکی کشور اجرا نماید.
💡 پس از بررسی دقیق تمامی بخشهای سیستم آموزشی، کارشناسان پیشنهاد دادند که یک اصلاح کلی در سرفصلهای درسی و روشهای ارزیابی صورت گیرد.
💡 برای رسیدن به یک مدیریت کارآمد در سازمان، انجام یک اصلاح کلی در ساختار اداری و حذف فرآیندهای زائد و غیرضروری بسیار ضروری است.