تعمیر جزئی

مترادف‌ها

مرمت کوچک

متضادها

تعمیر کلی، تعمیر اساسی

فرهنگستان زبان و ادب

{minor repair} [حمل ونقل هوایی] هرگونه تعمیری که در وزن و تعادل و استحکام سازه ای و کارایی و راه اندازی موتور و خصوصیات پروازی هواگَرد تأثیرگذار نباشد

ویکی واژه

هرگونه تعمیری که در وزن و تعادل و استحکام سازه‌ای و کارایی و راه‌اندازی موتور و خصوصیات پروازی هواگَرد تأثیرگذار نباشد.

جمله سازی با تعمیر جزئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اصطلاح سامانه نرم‌افزاری باید از لغت‌هایی مثل برنامه کامپیوتری یا نرم‌افزار تمایز داده شود. اصطلاح برنامه کامپیوتری عموماً به مجموعه‌ای از دستورات (منبع یا کد) که وظیفه معینی را انجام می‌دهد، نسبت داده می‌شود. با این حال، یک سامانه نرم‌افزاری به طور کلی به یک مفهوم فراگیرتر با بسیاری از جزئیات بیشتر مانند مشخصات، نتایج آزمون، مستندات کاربر نهایی، سوابق تعمیر و نگهداری و غیره اشاره می‌کند.

💡 گلوله‌ها اغلب در پشت بام‌ها قرار می‌گیرند و باعث آسیب جزئی می‌شوند که در بیشتر موارد نیاز به تعمیر دارد. به‌طور معمول، گلوله به سطح سقف از طریق عرشه سقف نفوذ می‌کند و سوراخی ایجاد می‌کند که ممکن است آب را به داخل ساختمان هدایت کند و باعث نشتی شود.

💡 برای جلوگیری از خرابی‌های بزرگتر، بهتر است در صورت بروز مشکلات کوچک در خودرو، بلافاصله اقدام به انجام یک تعمیر جزئی و ساده کنید.

💡 تکنسین تعمیرکار اعلام کرد که دستگاه تنها نیاز به یک تعمیر جزئی در بخش سیم‌کشی دارد و نیازی به تعویض قطعات اصلی نیست.

💡 هزینه‌های مربوط به تعمیر جزئی لوازم خانگی بسیار کمتر از هزینه خرید دستگاه جدید است، بنابراین انجام آن اقتصادی‌تر به نظر می‌رسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران