ازکارافتادگی
مترادفها
ناتوانی، معلولیت
متضادها
سلامت، کارایی
فرهنگستان زبان و ادب
{crash} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] حالتی که براثر خراب شدن تجهیزات سخت افزاری یا به وجود آمدن مشکل نرم افزاری پیش می آید و درنتیجه، فعالیت سامانه متوقف می شود
ویکی واژه
حالتی که براثر خراب شدن تجهیزات سختافزاری یا به وجود آمدن مشکل نرمافزاری پیش میآید و درنتیجه، فعالیت سامانه متوقف میشود.
جمله سازی با ازکارافتادگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ۲۳ سالگی تنها فرزندش که یک پسر است متولد شد، اما آنـّا تصمیم گرفت تا همچنان مجرد بماند و از ازدواج با پدر پسرش خودداری ورزید. کار سخت و شرایط دشوار کارخانه باعث بیماریش شد. عدم توانایی جسمیاش برای ادامه کار به عنوان یک جوشکار عاملی شد تا ادامه کارش با مشکل مواجه شود. از گرفتن بیمه ازکارافتادگی و بازنشستگی زودرس سرباز زد و در نتیجه او را به بخشی دیگر منتقل نموده و از این پس و تا زمان بازنشستگی از کار، به عنوان اپراتور جرثقیلهای دروازهای در این کارخانه به کار ادامه داد.
💡 دولتها موظف هستند که برای حمایت از حقوق اجتماعی و رفاه افرادی که دچار ازکارافتادگی جسمی یا ذهنی شدهاند، برنامههای حمایتی و تسهیلات گستردهای در نظر بگیرند.
💡 تشخیص زودهنگام مشکلات مربوط به ازکارافتادگی در کودکان میتواند تاثیر بسیار مثبتی بر روند رشد و یادگیری آنها در محیطهای آموزشی و اجتماعی داشته باشد.
💡 بسیاری از سازمانهای خیریه تلاش میکنند تا با فراهم کردن امکانات لازم، کیفیت زندگی افرادی را که با ازکارافتادگی دست و پنجه نرم میکنند، بهبود بخشند.