لغت نامه دهخدا
ازاهیر. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اَزهار. جج ِ زهرة. گل ها. شکوفه ها. ( منتهی الارب ) ( غیاث ): و الصلوة علی محمد الذی ازاهیر ریاض نبوته مونقة. ( تتمه صوان الحکمة ).
ازاهیر. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اَزهار. جج ِ زهرة. گل ها. شکوفه ها. ( منتهی الارب ) ( غیاث ): و الصلوة علی محمد الذی ازاهیر ریاض نبوته مونقة. ( تتمه صوان الحکمة ).
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ ازهار، گل ها، شکوفه ها.
شکوفه ها.
جمع ازهار، جمع الجمع زهر، شکوفه ها
گلها
جِ ازهار؛ گلها، شکوفهها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با خود گفتم که قدما ضؤ این تباشیر چرا نهفته اند و در وصف این ازاهیر جنة ترعاها الخنازیر چرا گفته اند؟ که در گفت علما لغو نشاید و در مثل قدما سهو نیاید، پیراسته ای بدین آراستگی و آراسته ای بدین پیراستگی، این چه اعلام و تنبیه است واین چه تمثیل و تشبیه؟ باز گفتم که این مثل بیهوده نیست واین سخن ناآزموده نه.