ابغاض
مترادفها
کینه، دشمنی، نفرت
متضادها
محبت، دوستی، عشق
لغت نامه دهخدا
ابغاض. [ اِ ] ( ع مص ) دشمن داشتن. بدشمن داشتن کسی را.
ابغاض. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ بغض.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع. ] (مص ل. )کینه ورزیدن، دشمنی کردن.
فرهنگ عمید
= بغض
فرهنگ فارسی
جمع بغض، کینه ورزیدن، باکسی کینه ودشمنی داشتن
جمع بغض
ویکی واژه
کینه ورزیدن، دشمنی کردن.
جمله سازی با ابغاض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لطیفه ایست زاخلاق او ریاض العدن شراره ایست زابغاض او عذاب الهون
💡 روانشناسان معتقدند که ابغاض و کینهتوزی نسبت به دیگران میتواند به شدت بر سلامت روان فرد و کیفیت روابط اجتماعی او در طول زندگی اثر بگذارد.
💡 در مدیریت سازمانی، بروز ابغاض میان کارکنان و ایجاد جوی از خصومت میتواند باعث کاهش بهرهوری و از بین رفتن روحیه همکاری در محیط کار شود.
💡 او سعی داشت با حفظ آرامش و برخورد منطقی، از بروز هرگونه ابغاض و سوءتفاهم میان اعضای تیم در حین اجرای این پروژه حساس جلوگیری کند.