آویزان کردن
مترادفها
آویختن، معلق کردن، نصب کردن
فرهنگ فارسی
( آویزان کردن ) ( مصدر ) آویختن تعلیق.
ویکی واژه
آویزانکردن
آویختن. یک فانوس بادی هم در داخل گاری به سقف آویزان کردند. «صادق هدایت»
جمله سازی با آویزان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، به نقل از یک منبع مطلع «آقای قاسمی بجد در خصوص اتهامات مطروحه علیه خود به قضات دادگاهها طی جلسات دادرسی اعلام کردهاست که در طول مدت بازجویی، توسط بازجویان اطلاعات سپاه جهت اخذ اعترافات اجباری تحت فشار روحی و شکنجه قرار گرفتهاست.» آقای قاسمی بجد در دوران بازجویی تحت فشار و شکنجه و در سلول انفرادی، زندانی بود. تخلفاتی چون ممانعت از مصرف داروهای قلب، بیهوشی در پی مصرف داروهای اشتباهی، تهدید به آویزان کردن، تهدید به شکنجه خانواده و بازداشت مادر بیمارش نیز در این گزارش ذکر شدهاست.
💡 از دیگر شکنجهها و مجازاتهای دوران صفوی، زندهزنده کندن پوست مجرمان و مخالفان و پُرکردن پوست آنان با کاه یا آویزان کردن مخالفان و انداختن آنان جلوی سگهای آدمخوار بود. همچنین کندن اعضای بدن مخالفان، ریختن سرب داغ در گلوی مجرمین، جوشاندن مجرمین در روغن جوشان، ریختن باروت در لباس مجرم و منفجرکردن آن از دیگر شکنجههای رایج در آن دوران بود.
💡 هدف از آویزان کردن این پرچمهای رنگارنگ، ایجاد فضایی شاد و پرنشاط در میان کودکان و خانوادهها در طول جشنهای سال نو بود.
💡 برای نظم بخشیدن به اتاق، تصمیم گرفتند تمام عکسهای قدیمی و خاطرهانگیز خانواده را به دیوار سالن پذیرایی آویزان کنند.
💡 در حین بازسازی خانه قدیمی، مرد سالخورده تصمیم گرفت تمام یادگاریهای دوران کودکی خود را از سقف اتاق زیر شیروانی آویزان کند.