آواخ

لغت نامه دهخدا

( آواخ ) آواخ. ( صوت ) آوخ. آه. وای. افسوس. دردا:
آواخ ز پیمان و ز پیمانه او.مولوی.|| ( اِ ) قسمت. نصیب. ( برهان ). || آوای نرم. همس. صوت خفی. حسیس. و رجوع به نرم شود.

فرهنگ معین

( آواخ ) (شب جم. ) =آوخ: ۱ - کلمة افسوس، آه و آی. ۲ - دریغا.

فرهنگ فارسی

( آواخ ) ۱ - آوخ ۲ - ( اسم ) آوای نرم صوت خفی. ۳ - قسمت نصیب.

جمله سازی با آواخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آرش بارها در ایران و جاهای دیگر به زبان‌های گوناگون به نمایش درآمده است. نیز اقتباس‌هایی از آن نوشته و بازی شده‌است. تنها اجرایش که نویسنده کارگردانی کرده آواخوانی آرش با اجرای مژده شمسایی و محسن نامجو در ژوئیهٔ ۲۰۱۳ در سالنِ آننبرگِ دانشگاهِ استنفورد بوده‌است. محمّدرضا شجریان از تماشاکنان این نمایشنامه‌خوانی بود.

💡 لعلی آخر چه بود آواخ ترا ای کاش ببر کشیدمی آخ ترا

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز