آمرانه
مترادفها
دستوری، تحکمآمیز، اجباری
متضادها
خواهشگونه
لغت نامه دهخدا
( آمرانه ) آمرانه. [ م ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) چون آمر.
فرهنگ معین
( آمرانه ) (مِ نِ ) (ق مر. ) تحکم آمیز.
فرهنگ عمید
( آمرانه ) مانند آمر، همچون آمران، مانند فرماندهان.
فرهنگ فارسی
( آمرانه ) مانند آمران همچون فرماندهان: آمرانه سخن میگوید.
مانند آمر، همچون آمران، مانندفرماندهان
ویکی واژه
مانند دستور دهندهها یا توأم با امر و فرمان. تحکم کننده. با صدای آمرانهای که مو لایش نمیرفت گفت... «جمالزاده»
جمله سازی با آمرانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با لحنی بسیار آمرانه و قاطع به کارمندان دستور داد که تمام مراحل پروژه را با دقت و سرعت بسیار بیشتری به پایان برسانند.
💡 مدیر جدید شرکت با استفاده از جملات آمرانه سعی داشت نظم و انضباط بیشتری را در میان کارکنان بخش تولید و عملیات ایجاد کند.
💡 برخورد آمرانه و تند او با زیردستان، باعث ایجاد تنش و نارضایتی زیادی در محیط کار و کاهش روحیه همکاری بین تیمها شده است.