لغت نامه دهخدا
( آمد و شد ) آمد و شد. [ م َ دُ ش ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) آمد و رفت. رفت و آمد. اختلاف. ترجرج. تردّد. تطوّح. مراوده.
( آمد و شد ) آمد و شد. [ م َ دُ ش ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) آمد و رفت. رفت و آمد. اختلاف. ترجرج. تردّد. تطوّح. مراوده.
( آمد و شد ) ( مصدر ) آمد و شد تردد مراوده ایاب و ذهاب آمد رفت.
آمدن و رفتن، آمد و رفت. آمد و رفت داشتن. مردمی... در آمد و شد بودند. «صادقهدایت»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که این پرسش از آنها میشود، قبرهاشان از طرف آنها جواب میدهد: «آن چهرهها هماکنون محل آمدوشد کرمهای لاشهخوار شدهاند؛
💡 کشتیرانی در آبهای ایران از دیرباز انجام میشده و با توجه به این سنت دریانوردی، نیاز به کشتیسازی و سودجستن از ابزارهای دریانوردی در ایران وجود داشتهاست. نخستین کشتیهایی که در رودخانههای میانرودان آمدوشد میکردند، به شکلهای گوناگون ساخته میشدند و ابزار حرکت دادن آنها پارو بودهاست.