لغت نامه دهخدا
( آلوبخارا ) آلوبخارا. [ ب ُ ]( اِ مرکب ) آلوبخارایی. قسمی آلو برنگ سرخ و بطعم ترش یا میخوش که پوست آن را کَنند و در خیک یا ظروف دیگر کنند و بشهرها برند. اجاص. آلو خراسانی. برقوق.
( آلوبخارا ) آلوبخارا. [ ب ُ ]( اِ مرکب ) آلوبخارایی. قسمی آلو برنگ سرخ و بطعم ترش یا میخوش که پوست آن را کَنند و در خیک یا ظروف دیگر کنند و بشهرها برند. اجاص. آلو خراسانی. برقوق.
آلوبخارا
(گیاهی): نوعی آلو، که خشک شده آن را در تهیه خورش بکار میبرند.
💡 آباده طشک دارای محصولات باغی از قبیل پسته، انار، بادام، زیتون، هلو، زردآلو، گردو، آلو، آلو بخارا دیم، شلیل، سیب، انگور و غیره میباشند و محصولات کشاورزی آن نیز گندم، جو، ذرت، ترتی کالر، ارزن، منداب، کنجد، گوجه فرنگی، خیار سبز، لوبیا، عدس، نخود و غیره میباشند.[نیازمند منبع]
💡 برای تهیهٔ آن نخست آلو بخارائی را در آب کمی جوشانده میشود، سپس پس از خنک شدن پوست آن کنده شده و در آفتاب خشک میشود.