آشیهه
مترادفها
لانه، آشیانه
لغت نامه دهخدا
( آشیهه ) آشیهه. [ هََ / هَِ ] ( اِ ) شیهه. صهیل. شنه.
اشیهه. [ اَ هََ / هَِ ] ( اِ ) آواز و شیهه اسب را گویند. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( آنندراج ). آواز اسب که آنرا شنه و غُرِشْت نیز گویند و بتازیش صهیل خوانند. ( شرفنامه منیری ). در فرهنگ جهانگیری بمعنی شیهه اسب است. ( شعوری ج 1 ص 128 ). شیهه اسب است و آنرا شنه نیز گفته اند. ( انجمن آرای ناصری ). آواز اسب باشد که شنه و شیهه نیز گویند و بعربی صهیل خوانند. ( سروری ). و شیهه و شیه و غُرِشْت که مرادفند آواز اسب را گویند و صهیل عربی آنست بهمین معنی. ( فرهنگ خطی ). و رجوع به شیهه و شنه و غرشت شود. || صدا. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
( آشیهه ) (هِ ) ( اِ. ) شیهه، صهیل.
فرهنگ عمید
( آشیهه ) شیهه، بانگ اسب.
آواز اسب، بانگ اسب.
فرهنگ فارسی
آواز و شیهه اسب را گویند آواز اسب که آنرا شنه و غرشت نیز گویند و بتازیش صهیل خوانند.
ویکی واژه
شیهه، صهیل.
جمله سازی با آشیهه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی که ز آشیهه شبرنگ و غو کوس در طارم پیروزه گردون فتد آوا