آسوده کردن
مترادفها
راحت کردن، آرام کردن
متضادها
آزار دادن، مضطرب کردن
ویکی واژه
آسودهکردن
راحت کردن، آرام کردن. خیال کسی را راحت کردن. اقامت این امر ایشان را آسوده کرد. «حاجسیاح»
جمله سازی با آسوده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به احسانی آسوده کردن دلی به از الف رکعت به هر منزلی
💡 هدف اصلی این برنامه درمانی، آسوده کردن ذهن و روان بیماران از فشارهای عصبی ناشی از بیماریهای مزمن و طولانیمدت است.
💡 تلاش برای آسوده کردن خاطر خانوادهها در هنگام بحرانهای اقتصادی، از وظایف اصلی دولتهای مسئول و مدیریتهای کارآمد در جامعه است.
💡 آسوده کردن ذهن از دغدغههای روزمره، میتواند کمک زیادی به بهبود کیفیت زندگی و افزایش تمرکز در انجام کارهای روزانه کند.