فرهنگ معین
( آستین پوش ) (ص فا. ) ۱ - فروتن. ۲ - مطیع، فرمانبردار.
( آستین پوش ) (ص فا. ) ۱ - فروتن. ۲ - مطیع، فرمانبردار.
( آستین پوش ) ( اسم ) ۱ - فروتن خاضع. ۲ - مطیع منقاد.
فروتن.
مطیع، فرمانبردار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چراغ روز بنشیند شب ار چون شمع برخیزم ز مهرم آستین پوشد مه ار دامن بر افشانم
💡 بنده باد بهارانم که از شرم کرم غنچه را در آستین پوشیده زر میافکند
💡 آستین پوش بدان روی که خواهد کردن دور رخسار تو چون گل صد برگ تری
💡 صنم در آستین پوشیده دارد برهمن زادهٔ زنار پوش است
💡 هنر آستین پوش دامان وی مهی دوش و رادی گریبان وی
💡 تا چند رخت به آستین پوشی تا کی ز تو سر بر آستان دارم