ویکی واژه
آروزبدل
(گفتگو): به آرزو نرسیدنِ او، ناکام ماندنِ او. آرزو به دل من ماند که یک بار خندان از در بیایی.
آروزبدل
(گفتگو): به آرزو نرسیدنِ او، ناکام ماندنِ او. آرزو به دل من ماند که یک بار خندان از در بیایی.
💡 شد قحط آرزو به دل زود قانعم با آنکه دیر آمد و یک دم نبود و رفت
💡 مهمان آسمان و فضولی، چه گفتگوست نگذاشت آرزو به دل این میزبان خشک
💡 همچون گیاه جاده مرا آرزو به دل تا سر زند، به پای حوادث علف شود
💡 چون عشق و آرزو به دلم مرد شهریار جز مردنم به ماتم عشق آرزو نبود
💡 ز یاد زلف تو، صد آرزو به دل گره است که را به عشق چنین کار مشکل افتاده ست؟
💡 صائب فضای سینه ما شیشه خانه ای است از بس که آرزو به دل خود شکسته ایم