آزادی کردن

مترادف‌ها

رها کردن، آزاد کردن

متضادها

زندانی کردن، اسیر کردن، بستن

ویکی واژه

آزادی‌کردن
(قدیمی): سپاس گفتن، شُکر کردن. سپاس دارید مرا و آزادی کنید. «میبدی»

جمله سازی با آزادی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آنچه بر دیدار نعمت است از وی آزادی کردن و نعمت وی بطاعت وی بکار بردن، و شکر وی را میان در بستن. تا امروز در نعمت بیفزاید و فردا ببهشت رساند. و به‌

💡 «یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ» نعمتهای خدای تعالی می‌شناسند، «ثُمَّ یُنْکِرُونَها» و از آزادی کردن منعم را باز می‌نشینند، «وَ أَکْثَرُهُمُ الْکافِرُونَ (۸۳)» و بیشتر ایشان آنند که ناسپاسانند.

💡 تصمیم دولت برای آزادی کردن زندانیانی که دوران محکومیت خود را سپری کرده‌اند، باعث خوشحالی بسیار زیاد خانواده‌های آن‌ها در سراسر کشور شد.

💡 هدف اصلی بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری، آزادی کردن انسان‌ها از زنجیرهای ظلم و بی‌عدالتی در تمام نقاط مختلف این دنیای پر از تنش است.

💡 تلاش مداوم برای آزادی کردن افکار و عقاید در جوامع مدرن، زمینه‌ساز رشد علمی و پیشرفت‌های فرهنگی بزرگ در تمامی عرصه‌های مختلف زندگی خواهد بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران