آزادهمنش
مترادفها
بزرگمنش، شریف، پاکنهاد، بلندمرتبه
متضادها
پست، خشن، بدمنش، حقیر، بردۀ نفس
ویکی واژه
آزاده. مرد... آزاده منشِ بی ادعایی بود. «نفیسی»
جمله سازی با آزادهمنش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهزااده آزادهمنش والی والا آن شاه ظفرمند عدو بند هنرجو
💡 آن مرد آزادهمنش همواره بدون چشمداشت به نیازمندان کمک میکرد و هرگز از کارهای نیک خود تعریف و تمجید نمیخواست.
💡 شخصیت او به گونهای بود که رفتاری بسیار آزادهمنش و بزرگوارانه در برابر دشمنان خود در شرایط سخت نشان میداد.
💡 در ادبیات کلاسیک ما، قهرمانان داستانها معمولاً افرادی با روحیه بسیار آزادهمنش و شجاعت بیپایان در برابر ظلم و ستم بودند.