آدم نمون
مترادفها
بیهمتا، بینظیر، یگانه، بیمثال
متضادها
معمولی، عادی
ویکی واژه
آدمنمون
(عامیانه): آنکه روحیه خود را از دست داده باشد؛ دلمرده. دیگر نه از آن قهقههٔ خندهها خبری بود و نه از داد و فریادها. شده بود آدمنمون. «میرصادقی»
جمله سازی با آدم نمون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آدم نمونهایست ز مجموع خلق و امر خاتم نگین خاتم جاه و جلال تو