لغت نامه دهخدا
( آبشن ) آبشن. [ ب ِ ش َ ] ( اِ ) در بعض فرهنگهاپیراهنی که بر داماد پوشند آمده است.
آبشن. [ ش َ ] ( اِ ) سعتر. آویشن.
( آبشن ) آبشن. [ ب ِ ش َ ] ( اِ ) در بعض فرهنگهاپیراهنی که بر داماد پوشند آمده است.
آبشن. [ ش َ ] ( اِ ) سعتر. آویشن.
( آبشن ) (شَ ) ( اِ. ) نک آویشن.
( آبشن ) ( اسم ) آویشن سعتر.
پیراهنی که بر داماد پوشندسعتر آویشن
اسم: آبشن (دختر) (فارسی) (تلفظ: abshan) (فارسی: آبشَن) (انگلیسی: abshan)
معنی: صورت دیگر آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
(گیاهی): نک آویشن. قدری هم آبشن و کاکوتی در دوغ میریخت. «جمالزاده»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرانجام تئوری آبهای فسیل مطرح میشود. در این تئوری آبهای زیرزمینی نواحی عمیق به باقیمانده آبهای حوضههای قدیمی که در زیر رسوبات مدفون شدهاند ربط داده میشود. پس از اظهار نظر آبشناسان ممالک مختلف و بررسی تئوریهای فوق، قریب به اتفاق متخصصین تئوری اول یعنی تئوری آبهای نفوذی را در مورد آبهای زیرزمینی قابل قبول میدانند.
💡 آبشناسان یا چراغپور (۱۹۸۲) ·
💡 پس از ایجاد تونل نیایش و اتصال بزرگراههای صدر و نیایش به یکدیگر، تقاضای سفر در بزرگراه نیایش و امتداد غربی آن (آبشناسان) بهشدت افزایش یافت. در نتیجه اعلامشد که هر طرحی که بتواند بخشی از ترافیک این معبر بزرگراهی را کاهش دهد، و به عنوان یک گزینه ترافیکی موازی مطرح شود، مؤثر و راهگشا خواهد بود.