wring together
🌐 به هم پیچیدن
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 (فعل، قید) اتصال دادن (دو سطح صاف و مسطح، به ویژه سطوح لغزشی) با فشار دست و کمی حرکت چرخشی
جمله سازی با wring together
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Editors will wring together overlapping sections into a cleaner chapter.
ویراستاران بخشهای همپوشانی را در یک فصل مرتبتر کنار هم قرار میدهند.
💡 Let’s wring together the notes from research and draft a tight brief.
بیایید یادداشتهای تحقیق را کنار هم بگذاریم و یک خلاصهی مختصر تهیه کنیم.
💡 We can wring together two small grants to fund the pilot.
ما میتوانیم دو کمکهزینه کوچک برای تأمین مالی این طرح آزمایشی جمعآوری کنیم.