wordbook
🌐 کتاب لغت
اسم (noun)
📌 کتابی از کلمات، معمولاً با تعاریف، توضیحات و غیره؛ فرهنگ لغت.
📌 لیبرتوی یک اپرا.
جمله سازی با wordbook
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 a wordbook of nautical slang
کتاب لغات اصطلاحات عامیانه دریایی
💡 A pocket wordbook helped tourists order food without Wi-Fi.
یک کتاب لغت جیبی به گردشگران کمک کرد تا بدون وای فای غذا سفارش دهند.
💡 She self-published a bilingual wordbook for her class.
او خودش یک کتاب لغت دوزبانه برای کلاسش منتشر کرد.
💡 The old wordbook lists regional terms I’ve never heard aloud.
کتاب لغت قدیمی فهرستی از اصطلاحات منطقهای را ارائه میدهد که من هرگز با صدای بلند نشنیدهام.