woolled

🌐 پشمالو

پشم‌دار، پوشیده از پشم؛ حیوان یا پارچه‌ای که رویش پشم یا الیاف پشمی دارد.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 (در مورد حیوانات) پشم‌دار

📌 دارای پشم مطابق مشخصات

جمله سازی با woolled

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 He sketched a heavily woolled ram for the breed society poster.

او برای پوستر انجمن نژاد، یک قوچ پشمالوی ضخیم طراحی کرد.

💡 The next point of comparison between the long and the middle woolled families, is the value of their wool.

نکته‌ی بعدی که می‌توان بین خانواده‌های پشم بلند و متوسط مقایسه کرد، ارزش پشم آنهاست.

💡 Wasama doesn't like the woolled sheep; he says they're not like the sheep of his country, and persists in believing that the first woolled beasts were the offspring of lions and hyenas.

واساما گوسفندان پشم‌دار را دوست ندارد؛ او می‌گوید که آنها مانند گوسفندان کشورش نیستند و همچنان معتقد است که اولین حیوانات پشم‌دار فرزندان شیرها و کفتارها بوده‌اند.

💡 A thickly woolled ewe handled the sudden cold without stress.

یک میش با پشم ضخیم، سرمای ناگهانی را بدون استرس تحمل کرد.