wherewithal

🌐 با امکانات

(اسم) «وسایل و امکانات لازم (به‌خصوص پول)»؛ He didn’t have the wherewithal to pay : پول/امکانات لازم برای پرداخت را نداشت.

اسم (noun)

📌 آنچه با آن کاری انجام می‌دهند؛ وسیله یا تدارکات برای هدف یا نیاز، به خصوص پول

قید (adverb)

📌 به وسیله‌ی آن؛ از دل آن

📌 باستانی.، با چه چیزی.

ضمیر (pronoun)

📌 با چه وسیله‌ای

جمله سازی با wherewithal

💡 The fashion industry has the wherewithal to steer a new industrial revolution.

صنعت مد از توانایی لازم برای هدایت یک انقلاب صنعتی جدید برخوردار است.

💡 He finally had the wherewithal to replace the leaky windows.

او بالاخره توانست پنجره‌های چکه‌کننده را عوض کند.

💡 She saved the wherewithal to take a sabbatical and finish her novel.

او پولش را پس‌انداز کرد تا یک مرخصی بگیرد و رمانش را تمام کند.

💡 Without the wherewithal to hire staff, the founders wore many hats.

بنیانگذاران که توانایی استخدام کارمند را نداشتند، مسئولیت‌های زیادی را بر عهده گرفتند.

💡 A project as big as this requires a lot of financial wherewithal.

چنین پروژه بزرگی به منابع مالی زیادی نیاز دارد.

💡 I’m not sure we have an adequate process for mustering the necessary social wherewithal.

مطمئن نیستم که ما فرآیند کافی برای جمع‌آوری امکانات اجتماعی لازم را داشته باشیم.

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز