vindicable

🌐 قابل توجیه

ویندیکِیبِل؛ قابلِ دفاع یا توجیه؛ می‌شود از آن در برابر حمله/انتقاد منطقی دفاع کرد.

صفت (adjective)

📌 قابل توجیه است.

جمله سازی با vindicable

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The expense was vindicable once we tied it to the safety audit’s findings.

وقتی هزینه را به یافته‌های ممیزی ایمنی ربط دادیم، قابل توجیه بود.

💡 An abridgement of the natural freedom of men, by the institutions of political societies, is vindicable only on this foot.

محدود کردن آزادی طبیعی انسان‌ها، توسط نهادهای جوامع سیاسی، تنها از این منظر قابل توجیه است.

💡 Not every hunch is vindicable, but this one left a clear paper trail.

هر حدس و گمانی قابل اثبات نیست، اما این یکی ردپای روشنی از خود به جا گذاشت.

💡 The board asked whether the delay was vindicable under force majeure clauses.

هیئت مدیره پرسید که آیا این تأخیر تحت بندهای فورس ماژور قابل توجیه است یا خیر.