vanguardism

🌐 پیشتازی

پیشاهنگ‌گرایی؛ نظریه/رویکردی که بر نقش «گروه پیشرو» در انقلاب یا هنر تأکید دارد (مثلاً حزب پیشتاز یا هنر آوانگارد).

اسم (noun)

📌 باورها و فعالیت‌های افرادی که خود را در یک حوزه یا مکتب فکری خاص، رهبر می‌دانند.

جمله سازی با vanguardism

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Political vanguardism risks hubris when feedback loops fail.

وقتی حلقه‌های بازخورد شکست می‌خورند، پیشتازی سیاسی خطر غرور و تکبر را به همراه دارد.

💡 Critics warned that vanguardism can alienate the very audience it hopes to lead.

منتقدان هشدار دادند که پیشتازی می‌تواند همان مخاطبی را که امیدوار است رهبری کند، از خود بیگانه کند.

💡 The danger of this a priori politics is vanguardism, under which acolytes of an ideal believe that the ideal is more important than how they reach it.

خطر این سیاست پیشینی، پیشتازی است که در آن پیروان یک آرمان معتقدند خود آرمان از چگونگی رسیدن به آن مهم‌تر است.

💡 According to Mr. Walzer, the left’s vanguardism has put it in bed with dictators, fanatics and activists who reject reasoned debate as a means to democratic change.

به گفته آقای والزر، پیشتازی چپ، آن را در کنار دیکتاتورها، متعصبان و فعالانی قرار داده است که بحث منطقی را به عنوان وسیله‌ای برای تغییر دموکراتیک رد می‌کنند.

💡 In art, vanguardism pushes form until tradition learns a new language.

در هنر، آوانگاردیسم فرم را آنقدر پیش می‌برد تا سنت زبان جدیدی بیاموزد.