unroot

🌐 آنروت کردن

از ریشه کندن؛ گیاه یا عامل ریشه‌دار را از بن کندن؛ مجازی: ریشه‌کن کردن عادت/باور.

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 از ریشه کندن.

فعل (بدون مفعول استفاده می‌شود) (verb (used without object))

📌 بی‌ریشه شدن.

جمله سازی با unroot

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The update aims to unroot legacy settings from the app.

هدف این به‌روزرسانی، آنروت کردن تنظیمات قدیمی از برنامه است.

💡 It took therapy to unroot a stubborn fear of failure.

برای از بین بردن ترس سرسخت از شکست، به درمان نیاز بود.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز