undersheriff
🌐 معاون کلانتر
اسم (noun)
📌 معاون کلانتر، به ویژه کسی که وظایف کلانتر در زمان خالی بودن منصب به او محول میشود.
جمله سازی با undersheriff
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Reporters pressed the undersheriff for details about the new community program.
خبرنگاران برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد برنامه جدید اجتماعی، معاون کلانتر را تحت فشار قرار دادند.
💡 The other defendants in the lawsuit, former Undersheriff Tim Murakami and former Det.
دیگر متهمان این دعوی، معاون کلانتر سابق تیم موراکامی و کارآگاه سابق ...
💡 The undersheriff briefed volunteers before the search party set out at dawn.
معاون کلانتر قبل از اینکه گروه جستجو در سپیده دم حرکت کند، داوطلبان را توجیه کرد.
💡 Budget cuts pushed the undersheriff into juggling patrol schedules personally.
کاهش بودجه، معاون کلانتر را مجبور کرد که شخصاً برنامههای گشتزنی را مدیریت کند.
💡 “Undersheriff Murakami alleged that Ms. Lau had engaged in conspiracy, theft of government property, unlawful access of a computer, burglary, and receiving stolen property,” the complaint says.
در این شکایت آمده است: «معاون کلانتر موراکامی ادعا کرد که خانم لائو در توطئه، سرقت اموال دولتی، دسترسی غیرقانونی به رایانه، سرقت و دریافت اموال مسروقه دست داشته است.»