tenderly

🌐 به طور لطیف

با مهربانی، به نرمی؛ رفتار کردن با لطافت و محبت.

قید (adverb)

📌 به روشی نرم و ملایم.

📌 به شیوه‌ای محبت‌آمیز، عاشقانه یا مهربانانه.

📌 با حساسیت یا دقت، تا از درد جلوگیری شود.

جمله سازی با tenderly

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 They tenderly hold Gazala’s hands in a room that “smells like roses and orange peel.”

آنها با مهربانی دست‌های غزاله را در اتاقی که «بوی گل رز و پوست پرتقال می‌دهد» گرفته بودند.

💡 The process requires patience and care, and you want to treat the dough as tenderly as possible.

این فرآیند نیاز به صبر و دقت دارد و شما می‌خواهید خمیر را تا حد امکان با ملایمت ورز دهید.

💡 The quartet played tenderly, letting the melody breathe.

کوارتت با لطافت می‌نواخت و به ملودی اجازه نفس کشیدن می‌داد.

💡 The quartet premiered Shapiro’s piece, where strings argued tenderly before agreeing on sunrise.

این کوارتت قطعه شاپیرو را برای اولین بار اجرا کرد، جایی که سازهای زهی قبل از توافق بر سر طلوع آفتاب، با ملایمت بحث می‌کردند.

💡 He tenderly folded the flag before handing it to the family.

او قبل از اینکه پرچم را به خانواده بدهد، با مهربانی آن را تا کرد.

💡 At midyear, we checked budgets, apologized to calendars, and revived neglected resolutions tenderly.

در اواسط سال، بودجه‌ها را بررسی کردیم، از تقویم‌ها عذرخواهی کردیم و با مهربانی تصمیمات فراموش‌شده را دوباره مطرح کردیم.