socioreligious
🌐 اجتماعی-مذهبی
صفت (adjective)
📌 مربوط به، یا نشانگر ترکیب یا تعامل عوامل مذهبی و اجتماعی.
جمله سازی با socioreligious
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 “Usually it is being on the same socioreligious platform in the Hasidic community. A lot of that can be based on a woman’s headgear.”
«معمولاً در جامعه حسیدی، این به معنای قرار گرفتن در یک پلتفرم اجتماعی-مذهبی یکسان است. بخش زیادی از این میتواند بر اساس پوشش سر یک زن باشد.»
💡 Festivals serve socioreligious functions by renewing communal ties.
جشنوارهها با تجدید پیوندهای اجتماعی، کارکردهای اجتماعی-مذهبی دارند.
💡 Weddings carry socioreligious meanings beyond the couple’s preferences.
عروسیها فراتر از ترجیحات زوجین، معانی اجتماعی-مذهبی دارند.