snowscape
🌐 منظره برفی
اسم (noun)
📌 منظره پوشیده از برف.
📌 تصویری از یک منظره برفی
جمله سازی با snowscape
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The stunning Scottish snowscape beat nine other finalists in the online public vote.
این منظره برفی خیرهکننده اسکاتلندی، در رأیگیری آنلاین عمومی، 9 فینالیست دیگر را شکست داد.
💡 But trucks still clogged the roads heading to Parliament Hill, and with a snowfall overnight, had become part of the snowscape.
اما کامیونها هنوز جادههای منتهی به پارلمان هیل را مسدود کرده بودند و با بارش برف در طول شب، این منطقه به بخشی از چشمانداز برفی تبدیل شده بود.
💡 Ride a snowmobile or take a husky ride across the monochrome snowscape.
سوار اسنوموبیل شوید یا با سگهای هاسکی در میان منظره برفی تکرنگ گشت بزنید.