snowboarding
🌐 اسنوبورد
اسم (noun)
📌 ورزش اسنوبرد سواری.
جمله سازی با snowboarding
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Before she became an actor, Nyweide took inspiration from her older brother and found a knack for snowboarding.
نیواید قبل از اینکه بازیگر شود، از برادر بزرگترش الهام گرفت و در اسنوبرد مهارت پیدا کرد.
💡 Her thesis on risk perception compared helmet adoption across every board sport, from longboarding commutes to powder-day snowboarding.
پایاننامه او در مورد درک ریسک، میزان استفاده از کلاه ایمنی را در هر ورزش تختهای، از رفت و آمد با لانگبورد گرفته تا اسنوبورد در روز برفی، مقایسه کرد.
💡 When you think of skiing and snowboarding, you may imagine the snowy slopes of Europe and North America.
وقتی به اسکی و اسنوبرد فکر میکنید، ممکن است دامنههای برفی اروپا و آمریکای شمالی را تصور کنید.