slommock

🌐 اسلوموک

آدم شُل و وارفته، کسی که تنبل و نامرتب است؛ یا فعل: ولو شدن و رها و شل راه رفتن.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 گویش، با قاطعیت و با گام‌های بلند راه رفتن

جمله سازی با slommock

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 She chose to slommock on the sofa rather than clean the brushes.

او ترجیح داد به جای تمیز کردن برس‌ها، روی مبل لم بدهد.

💡 He called himself a slommock while lacing boots at noon.

او هنگام بستن بند پوتین‌هایش در ظهر، خودش را یک آدم بی‌عرضه و بی‌عرضه نامید.

💡 A slommock afternoon of tea and radio healed the week’s rough edges.

یک عصر دل‌انگیز با چای و رادیو، تلخی‌های آن هفته را التیام بخشید.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
صمصام یعنی چه؟
صمصام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز