severalfold
🌐 چندین برابر
صفت (adjective)
📌 شامل چندین بخش یا عضو است.
📌 چندین برابر بزرگتر یا به همان اندازه.
قید (adverb)
📌 به چندین برابر.
جمله سازی با severalfold
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 And in one nursing home where the variant took hold, it spread severalfold faster than in four other nursing home outbreaks caused by other viral variants.
و در یک خانه سالمندان که این گونه در آن شیوع پیدا کرد، چندین برابر سریعتر از چهار شیوع دیگر در خانه سالمندان ناشی از سایر گونههای ویروسی گسترش یافت.
💡 The microscope revealed activity increasing severalfold when temperature rose, hinting at an enzyme that likes summer more than spring.
میکروسکوپ نشان داد که فعالیت با افزایش دما چندین برابر میشود، که نشاندهندهی آنزیمی است که تابستان را بیشتر از بهار دوست دارد.
💡 Those who agree, he adds, form “a community that I've seen grow severalfold in size over the last decade.”
او اضافه میکند کسانی که موافقند، «جامعهای را تشکیل میدهند که من شاهد رشد چندین برابری آن در طول دهه گذشته بودهام.»
💡 Community donations grew severalfold once the group posted transparent budgets and weekly photos of progress, not promises.
کمکهای مردمی پس از آنکه این گروه بودجههای شفاف و عکسهای هفتگی از پیشرفت کار، و نه وعدهها، منتشر کرد، چندین برابر شد.
💡 The Guild wants to reverse the trend toward mini-rooms, and the objection is severalfold.
انجمن صنفی میخواهد روند رو به رشد اتاقهای کوچک را معکوس کند و مخالفتهای متعددی با آن وجود دارد.
💡 After fixing onboarding friction, conversions improved severalfold, and support tickets dropped to a trickle nobody missed.
پس از رفع مشکلات مربوط به فرآیند جذب مشتری، نرخ تبدیل چندین برابر بهبود یافت و تعداد درخواستهای پشتیبانی به شدت کاهش یافت.