saturater
🌐 اشباع کننده
اشباعکننده؛ بهطور کلی «چیزی/کسی که اشباع میکند»، گاهی برای دستگاه یا مادهای که جسمی را اشباع میکند بهکار میرود (کمکاربردتر از saturator).
اسم (noun)
📌 شخص یا چیزی که اشباع میکند.
جمله سازی با saturater
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 Upgrading the saturater improved throughput and reduced solvent waste in the process.
ارتقاء اشباعکننده، توان عملیاتی را بهبود بخشیده و ضایعات حلال را در این فرآیند کاهش داد.
💡 A malfunctioning saturater left dry streaks that weakened the composite panel.
یک اشباعکنندهی معیوب، رگههای خشکی از خود به جا گذاشت که پنل کامپوزیت را ضعیف کرد.
💡 The old spec called for a saturater to impregnate the fabric evenly before curing.
مشخصات قدیمی، اشباعکنندهای را برای اشباع یکنواخت پارچه قبل از خشک شدن الزامی میکرد.