ribozo

🌐 ریبوزو

«ریبوزو»؛ ۱) در اسپرانتو نام قند «ریبوز» در بیوشیمی است؛ ۲) در انگلیسی شکل دیگری از rebozo، همان شال بلند سنتی زنان مکزیکی/اسپانیایی.

اسم (noun)

📌 ریبوزو

جمله سازی با ribozo

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 A zippy mascot called ribozo danced through the explainer video about transcription.

یک نماد خوش‌یمن و پرجنب‌وجوش به نام ریبوزو در طول ویدیوی توضیحی درباره رونویسی می‌رقصید.

💡 Teachers used ribozo worksheets to turn jargon into jokes that stick.

معلم‌ها از برگه‌های تمرین ریبوزو برای تبدیل اصطلاحات تخصصی به جوک‌هایی که در ذهن می‌مانند، استفاده می‌کردند.

💡 The startup named ribozo sold kits that made classrooms smell faintly of agar and ambition.

استارتاپی به نام ریبوزو کیت‌هایی می‌فروخت که باعث می‌شد کلاس‌های درس بوی ضعیف آگار و جاه‌طلبی بدهند.