preappoint
🌐 از پیش تعیین کردن
فعل (با مفعول استفاده میشود) (verb (used with object))
📌 از قبل تعیین کردن.
جمله سازی با preappoint
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The startup decided to preappoint a data steward, baking privacy into every project.
این استارتاپ تصمیم گرفت از قبل یک ناظر داده منصوب کند و حریم خصوصی را در هر پروژه لحاظ کند.
💡 City councils sometimes preappoint alternates so quorum holds even when illness strikes.
شوراهای شهر گاهی اوقات اعضای جایگزین را از قبل تعیین میکنند تا حتی در صورت بروز بیماری، حد نصاب حفظ شود.
💡 Preappoint, prē-ap-point′, v.t. to appoint beforehand.—n.
از پیش تعیین کردن، از پیش منصوب کردن، از قبل تعیین کردن
💡 To avoid chaos, the board will preappoint committee chairs before the retreat begins.
برای جلوگیری از هرج و مرج، هیئت مدیره قبل از شروع جلسه، روسای کمیتهها را از قبل تعیین خواهد کرد.