pacifically
🌐 به طور آرام
قید (adverb)
📌 با آرامش، ملایمت، آرامش یا سکوت.
جمله سازی با pacifically
💡 "There is a need to retake the streets, non-violently, pacifically," he says.
او میگوید: «لازم است که خیابانها را دوباره، بدون خشونت و به طور مسالمتآمیز، تصرف کنیم.»
💡 He answered pacifically even when the question arrived like a thrown brick.
او حتی وقتی سوال مثل آجری پرت شده از راه رسید، با آرامش پاسخ داد.
💡 The crowd dispersed pacifically after the announcement, helped by clear signs and kind ushers.
جمعیت پس از اعلام این خبر، با کمک تابلوهای مشخص و راهنماهای مهربان، به آرامی پراکنده شدند.
💡 She pacifically suggested a break, and the meeting’s temperature dropped ten degrees.
او با لحنی آرام پیشنهاد استراحت داد و دمای جلسه ده درجه کاهش یافت.
💡 “From today until Sunday we will express ourselves pacifically,” Pique tweeted.
پیکه در توییتی نوشت: «از امروز تا یکشنبه، ما با آرامش نظراتمان را بیان خواهیم کرد.»
💡 “It is a good thing to buy land,” she said pacifically.
او با لحنی آرام گفت: «خرید زمین چیز خوبی است.»