organic solidarity
🌐 همبستگی ارگانیک
اسم (noun)
📌 انسجام اجتماعی که مبتنی بر تقسیم کار و وابستگی متقابل است و از ویژگیهای جوامع پیچیده و صنعتی است.
جمله سازی با organic solidarity
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Notwithstanding its moral stamina, its philosophic basis and its organic solidarity, its free spirit and its robust energy, do we not feel there is something lacking still?
علیرغم استقامت اخلاقی، بنیان فلسفی و همبستگی ارگانیک، روح آزاد و انرژی نیرومندش، آیا احساس نمیکنیم که هنوز چیزی کم است؟
💡 Cities embody organic solidarity, relying on strangers’ skills we barely understand yet trust daily.
شهرها مظهر همبستگی ارگانیک هستند و به مهارتهای غریبههایی متکیاند که ما به سختی آنها را درک میکنیم اما روزانه به آنها اعتماد داریم.
💡 Durkheim’s organic solidarity describes cohesion in complex societies where interdependence replaces similarity as social glue.
همبستگی ارگانیک دورکیم، انسجام در جوامع پیچیده را توصیف میکند که در آنها وابستگی متقابل جایگزین شباهت به عنوان چسب اجتماعی میشود.
💡 Teaching organic solidarity helps students rethink community beyond nostalgic village metaphors.
آموزش همبستگی ارگانیک به دانشآموزان کمک میکند تا جامعه را فراتر از استعارههای نوستالژیک روستا، مورد بازنگری قرار دهند.
💡 The minority had no basis for organic solidarity, as each of its number was motivated only by self-interest.
این اقلیت هیچ مبنایی برای همبستگی ارگانیک نداشت، زیرا هر یک از اعضای آن تنها با انگیزه منافع شخصی خود عمل میکردند.