octangle
🌐 هشت ضلعی
صفت (adjective)
📌 هشت ضلعی.
اسم (noun)
📌 هشت ضلعی.
جمله سازی با octangle
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The town square’s paving forms an octangle, subtly guiding pedestrians toward the fountain and market stalls.
سنگفرش میدان شهر به شکل یک هشت ضلعی است که به طور نامحسوسی عابران پیاده را به سمت فواره و غرفههای بازار هدایت میکند.
💡 The artisan traced an octangle on the tabletop, planning inlays that mirror eight-pointed stars.
این هنرمند روی میز، یک هشت ضلعی رسم کرد و منبتکاریهایی را برنامهریزی کرد که ستارههای هشتپر را منعکس میکنند.
💡 The ground-plan of Taj-Mahal forms a regular octangle.
پلان اصلی تاج محل به شکل یک هشت ضلعی منتظم است.
💡 A lantern cut into an octangle cast intricate shadows across brick walls during evening rehearsals.
یک فانوس که به شکل هشت ضلعی بریده شده بود، در طول تمرینهای عصرگاهی سایههای پیچیدهای را بر روی دیوارهای آجری میانداخت.