Middleborough
🌐 میدلبورو
اسم (noun)
📌 شهری در جنوب شرقی ماساچوست.
جمله سازی با Middleborough
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Commuters from Middleborough plan around the rail timetable, trading suburban quiet for reliable access to museums, markets, and late-night concerts downtown.
مسافران میدلبورو طبق برنامه زمانی قطارها برنامهریزی میکنند و سکوت حومه شهر را با دسترسی مطمئن به موزهها، بازارها و کنسرتهای آخر شب در مرکز شهر عوض میکنند.
💡 After a long detour through cranberry bogs, we finally reached Middleborough, where the diner’s blueberry pie justified every wrong turn and extra mile.
بعد از یک مسیر طولانی انحرافی از میان باتلاقهای کرنبری، بالاخره به میدلبورو رسیدیم، جایی که پای بلوبری رستوران، هر پیچ اشتباه و هر کیلومتر اضافی را توجیه میکرد.
💡 Nichols Middle School seventh-grader Liam Morrison spoke about his experience during a Middleborough School Committee meeting on April 13.
لیام موریسون، دانشآموز کلاس هفتم مدرسه راهنمایی نیکولز، در جلسه کمیته مدرسه میدلبورو در ۱۳ آوریل درباره تجربه خود صحبت کرد.
💡 The historical society in Middleborough curated letters from mill workers, small voices stitching together a vivid picture of stubborn, everyday resilience.
انجمن تاریخی میدلبورو نامههای کارگران کارخانه را گردآوری کرد، صداهایی آرام که تصویری زنده از سرسختی و انعطافپذیری روزمره را به هم پیوند میدادند.
💡 Middleborough is located about an hour outside of Boston.
میدلبورو حدود یک ساعت خارج از بوستون واقع شده است.
💡 Company spokesperson Howard Schacter said it will be sent to its Middleborough dispensary and ultimately sold to a medical marijuana patient.
هاوارد شکتر، سخنگوی شرکت، گفت که این دارو به داروخانه میدلبورو ارسال میشود و در نهایت به یک بیمار مصرفکننده ماریجوانای پزشکی فروخته خواهد شد.