linenized
🌐 کتانی شده
صفت (adjective)
📌 ساخته یا پرداخته شده تا شبیه بافت پارچه کتانی باشد.
جمله سازی با linenized
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A linenized label elevates pantry jars from utilitarian to pleasant.
یک برچسب کتانی، شیشههای انباری را از کاربردی به دلپذیر ارتقا میدهد.
💡 Designers released a linenized notebook cover that felt soft yet durable in sweaty commutes.
طراحان یک جلد دفترچه یادداشت کتانی عرضه کردند که در رفت و آمدهای عرقآلود، نرم و در عین حال بادوام به نظر میرسید.
💡 Photographers printed portraits on linenized stock, adding tactile nuance to monochrome tones.
عکاسان پرترهها را روی کاغذ کتانی چاپ میکردند و به تُنهای تکرنگ، ظرافتهای لمسی میبخشیدند.