inkling

🌐 جوهر افشانی

نشانهٔ مبهم / حدس کوچک؛ آگاهیِ خیلی کم و مبهم از چیزی، حس این‌که «فکر می‌کنم چیزی در کار است».

اسم (noun)

📌 یک پیشنهاد یا اشاره‌ی جزئی؛ اشاره؛ اخطار

📌 ایده یا مفهوم مبهم؛ درک اندک

جمله سازی با inkling

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Does Cho have an inkling of the franchise’s direction?

آیا چو از مسیر کلی این مجموعه فیلم اطلاعی دارد؟

💡 did not give the slightest inkling that he was planning to quit

کوچکترین اشاره‌ای نکرد که قصد ترک کار دارد

💡 Unlike “old money” aristocracy, they have an inkling of what it’s like to struggle.

برخلاف اشرافیت «پولدار قدیمی»، آنها شمه‌ای از سختی‌ها و مشکلات دارند.

💡 At the time, he had no inkling he'd spend most of his life inside the iconic venue.

در آن زمان، او هیچ تصوری نداشت که قرار است بیشتر عمرش را در این مکان نمادین بگذراند.

💡 He said there was no inkling of ill will towards his family, though.

با این حال، او گفت که هیچ نشانه‌ای از بدخواهی نسبت به خانواده‌اش وجود ندارد.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز