infirmary
🌐 درمانگاه
اسم (noun)
📌 مکانی برای مراقبت از افراد ناتوان، بیمار یا مجروح؛ بیمارستان یا مرکزی که به عنوان بیمارستان عمل میکند.
📌 یک داروخانه.
جمله سازی با infirmary
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 One of the students became ill and was sent to the infirmary.
یکی از دانشآموزان حالش بد شد و به درمانگاه منتقل شد.
💡 Armani studied at the University of Milan and later served in the military, working in an infirmary.
آرمانی در دانشگاه میلان تحصیل کرد و بعدها در ارتش خدمت کرد و در یک درمانگاه مشغول به کار شد.
💡 For the jail’s infirmary, there are options including adding new steel-braced frames.
برای درمانگاه زندان، گزینههایی از جمله اضافه کردن قابهای فولادی جدید وجود دارد.
💡 Wallace confirmed Adair had initially been in the infirmary for a pre-existing wound on his leg.
والاس تأیید کرد که آدیر در ابتدا به دلیل زخمی که از قبل روی پایش وجود داشت، در درمانگاه بستری بوده است.
💡 Levi was too sick and Soviet troops found him close to death in the camp infirmary.
لوی خیلی بیمار بود و سربازان شوروی او را در درمانگاه اردوگاه در حال مرگ یافتند.