get about
🌐 درباره ما
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 حرکت کردن، مانند زمانی که از یک بیماری بهبود مییابید
📌 از نظر اجتماعی فعال بودن
📌 (اخبار، شایعات و غیره) معروف شدن؛ پخش شدن
جمله سازی با get about
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 With a folding bike, I get about the city faster than traffic, hopping trains when hills outnumber my optimism.
با یک دوچرخه تاشو، سریعتر از ترافیک در شهر میچرخم و وقتی تپهها از خوشبینیام بیشترند، سوار قطار میشوم.
💡 Is there advice you may have gotten about hosting awards shows from other comedians?
آیا در مورد مجریگری مراسم اهدای جوایز از دیگر کمدینها توصیهای دریافت کردهاید؟
💡 You mentioned that you only get about an hour and a half of sleep a night.
گفتی که فقط یک ساعت و نیم در شبانهروز میخوابی.
💡 The effect is thought to occur when storms get about 900 miles apart.
تصور میشود این اثر زمانی رخ میدهد که طوفانها حدود ۹۰۰ مایل از هم فاصله میگیرند.
💡 After surgery, he could get about again using a cane, discovering benches and neighbors he once hurried past.
بعد از عمل جراحی، او دوباره توانست با استفاده از عصا راه برود و نیمکتها و همسایههایی را که زمانی با عجله از کنارشان رد میشد، کشف کند.
💡 News can get about quickly in small towns; kindness and mistakes both travel faster than buses on Sunday.
اخبار در شهرهای کوچک میتوانند به سرعت پخش شوند؛ مهربانی و اشتباه، هر دو سریعتر از اتوبوسهای یکشنبه منتقل میشوند.