frontolysis
🌐 فرونتولیز
اسم (noun)
📌 هواشناسی، اتلاف یا کاهش یک جبهه یا منطقه جبههای.
جمله سازی با frontolysis
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Pilots welcomed frontolysis because turbulence eased as gradients relaxed.
خلبانان از فرونتولیز استقبال کردند زیرا با کاهش شیب، تلاطم هوا کاهش یافت.
💡 Warm advection triggered frontolysis, unraveling yesterday’s sharp boundary.
فرارفت گرم باعث فرونتولیز شد و مرز تیز دیروز را از بین برد.
💡 The model exaggerated frontolysis, so forecasters tempered messaging.
این مدل، فرونتولیز را اغراقآمیز نشان داد، بنابراین پیشبینیکنندگان پیامرسانی را تعدیل کردند.